نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()به دعوت دوست جون جونيم؛ کلاغ کوچيکه؛ اومدم تا بعد از اين مهمون لونه قشنگش باشم. حالا اينکه چقدر بمونم و چقدر بنويسم بستگی به ظرفيت خودمو خودشو خودت داره! و صد البته مهمون نوازی کلاغه که جای خود داره!!!
اسمم دردونه و ساکن يکی از شهرهای سردسير امريکای شمالی ام. اسم شهر؟؟؟ بمون تو خماريش! خونمون هم تو يکی از محله های خوشگل يهودی نشينه. يعنی ناف کفر!( به قول ملاهای فاضله!) بين انبوهی از درختهای سرسبز و نو شکوفه؛ زير اسمونی صاف و نيلگون با سمفونی ای اميخته از بغ بغ کبوترها و غرغر مرغای ماهی خوار! در کل جای خوبيه. کلکسيونه زيباييِ از تمام فرهنگها نژادها و مذهبها که نظيرش هيچ جای دنيا پيدا نميشه. اينجا نه از نژادپرستيِ اروپا خبريِ نه از غالب بودن يه فرهنگ خاص مثل جوّی که تو امريکا حاکمه. هر کس فرهنگ خودشو داره. از غذا خوردن و صحبت کردن و راه رفتن گرفته تا طرز لباس پوشيدن و برخورد با ديگران. از خيلی جهات هم شبيه به ايرانِ. شايد برای همينه که اينجا ادم کمتر احساس دلتنگی و غربت ميکنه.( البته ادما؛ نه من! من که ادم نيستم!!!)
خب؛ تا همين جا برای مقدمه کافيِ. فقط می خواستم يه جوری ابراز وجود کنم! بعدآ بيشتر راجع به خودم و اين بهشت مولتی-کالچر روی زمين مينويسم.
فعلآ...
خوش باشی و بهاری!
دردونه
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()